Loading...

فرزندپروری چیست؟ 1399/3/20
خانواده اولین و مهمترین بافت اجتماعی را برای رشد فرد فراهم می سازد. اصطلاح فرزندپروری از ریشه پريو .به معنی «زندگی بخش» گرفته شده است


خانواده اولین و مهمترین بافت اجتماعی را برای رشد فرد فراهم می سازد. اصطلاح فرزندپروری از ریشه پريو .به معنی «زندگی بخش» گرفته شده است (pario)
منظور از سبک های فرزندپروری چیست؟ 
1. روش هایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود بکار می گیرند و
۲. بيانگر نگرش هایی است که آنها نسبت به فرزندان خود دارند و
٣. همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع میکنند.
فرزندپروری چیست؟
روش هایی که والدین در تربیت فرزندان خود به کار می گیرند، نقشی اساسی در تأمین سلامت روانی فرزندان آنها خواهد داشت به طوریکه اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده ی رفتارهای است. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش های تربیتی نادرست والدين و تعاملات ناکارآمد آنها با فرزندان ارتباط دارد.

نظريه بامریند

در اوایل دهه ۱۹۶۰ دایانا بامریند پژوهشی را با استفاده از مشاهده طبیعی، مصاحبه با والدین و سایر شیوه های پژوهش بر بیش از ۱۰۰ کودک سن مدرسه اجرا کرد. یافته ها سه ویژگی را آشکار ساخت:
۱. پذیرش و روابط نزدیک
٢. کنترل
٣. استقلال دادن
بنابراین چهار سبک فرزندپروری بدست آمد که در هر یک از این ویژگی ها با هم تفاوت دارند.

۱. فرزندپروری مقتدرانه

این روش موفق ترین روش فرزندپروری است که پذیرش و روابط نزدیک، روش های کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب را شامل میشود. والدین مقتدر، صمیمی، دلسوز و نسبت به نیازهای کودک حساس هستند. آنها قاطع هستند اما دخالت گر و محدود کننده نیستند.
شیوه های انضباطی آنها به جای تنبیهی بودن حمایت کننده است. این والدين قوانین و رهنمودهایی پی ریزی میکنند که فرزندان آنها چنان بار می آیند که از آنها پیروی کنند و اغلب برای مطيع سازی از استدلال و منطق بهره میجویند و به منظور توافق با کودک با او گفت وگو میکنند. از رفتارهای نامطلوب نمیترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند و به تلاش های کودک در جهت جلب حمایت و توجه پاسخ می دهند و از تقویت های مثبت بیشتری استفاده میکننداین والدین در بعد محبت نیز عملکرد خوبی دارند و در ابراز محبت و علاقه و مهربانی دریغ نمیورزند.آنها حقوق ویژه خود را به عنوان یک بزرگسال میشناسند و به علایق فردی و ویژگی های خاص کودک خود آگاهی دارند.
در کل این والدین در عین گرم و صمیمی بودن با فرزند خود،کنترل کننده و مقتدر هستند. این شیوه به فرزندان کمک میکند تا با هنجا های اجتماعی بهتر سازگار شوند.

2.فرزندپروری مستبدانه:

این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایین است. والدين مستبد، سرد و طردکننده هستند. نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دیگر شیوه ها متمایز می سازد.
در این سبک فرزندان چنین بار آورده می شوند که از قوانین سختگیرانه ای که بوسیله والدين بوجود می آید پیروی کنند. نتیجه شکست در پیروی از چنین قوانینی معمولا تنبيه و اعمال زور است و برای کنترل کودکان خود از شیوه های ایجاد ترس استفاده میکنند. والدین مستند معمولا نمیتوانند دلیلی که پشت این قوانین است را توضیح دهند. اگر از آنها خواسته شود که علت را توضیح دهند ممکن است به سادگی پاسخ دهند ‘‘چونکه من اینچنین گفتم.
این والدین خواسته های زیادی دارند اما در قبال فرزندانشان پاسخگو نیستند. این والدین انتظار دارند فرمان های آنها بدون چون و چرا اطاعت شود. والدین در شیوه ی استبدادی کمترین مهرورزی و محبت را از خود نشان میدهند.

3.فرزندپروری آسانگیرانه:

در این سبک، والدين مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیستند، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال میکنند و به آنها اجازه میدهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی وقتی که هنوز قادر به انجام آن نیستند.
خانواده این والدین نسبتأ آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدين سهل انگار در عين آنکه به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چندانی از آنها ندارند. این والدین بسیار بندرت به فرزندان خود اطلاعات صحیح یا توضیحات دقیق ارائه می دهند. آنها از روش های احساس گناه و انحراف استفاده میکنند.
این والدین همچنین در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه جویی و شکایت کودک،سر تعظیم فرود می آورند.این والدین به ندرت به فرزندان انظباط می آموزند،با فرزندان ارتباط برقرار میکنند،و معمولا به جای یک والد جایگاه یک دوست دارند.

4.فرزندپروری بی اعتنا:

در این روش، پذیرش و روابط پایین، کنترل كم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن وجود دارد. این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند و وقت و انرژی کمی برای فرزندان صرف می کنند. در حالی که این والدین نیازهای پایه ای فرزندان را برآورده میکنند اما عموما از زندگی فرزندانشان گسسته هستند.
در موارد افراطی حتی ممکن است فرزندان خود را طرد یا در رفع نیازهای آنها اهمال کند.